***روزنوشته ها***

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «کارآفرینی» ثبت شده است

پیش نوشت:

در جایگاهی نیستم که ژست کارآفرینی بگیرم و رویدادهای کارآفرینانه را نقد کنم. مطالب زیر صرفاً درد و دلی است که به دلیل علاقه‌ام به مباحث ارزش‌آفرینی ترجیح دادم در گلو گیر نکند.

هفته پیش تصمیم گرفتم با هر سختی هست خودم را به نمایشگاه الکامپ برسانم. سالنی که از قبل برنامه ریخته بودم حتماً بازدیدی ازش داشته باشم، سالن استارتاپ‌ها بود. از شلوغ ترین سالنهای نمایشگاه.

در دوره آموزشی سربازی این فرصت را داشتم تا با پسری به نام بهروز آشنا شوم. بهروز پسری تپل و ساده بود که با لهجه شیرین و طرز خاص حرف زدن خود کمی جلب توجه می‌کرد. کمتر کسی او را جدی می‌گرفت به خصوص آن‌ها که از شهرهای بزرگ‌ آمده بودند. بهروز از دیار سیستان بود و خانواده‌اش در زابل بودند. باید اعتراف کنم که من هم در ابتدا او را جدی نمی‌گرفتم و باور نمی کردم این پسر توانایی‌ها و مهارت‌هایی دارد که مدعیان آنجا یکصدمش را هم ندارند و تنها بلدند به وراجی و مسخره بازی بپردازند. سادگی و صمیمت بهروز باعث می‌شد که نسبت به او حس خوب داشته باشم و بیشتر با او آشنا و دوست شوم.