***روزنوشته ها***

پیش نوشت:

در جایگاهی نیستم که ژست کارآفرینی بگیرم و رویدادهای کارآفرینانه را نقد کنم. مطالب زیر صرفاً درد و دلی است که به دلیل علاقه‌ام به مباحث ارزش‌آفرینی ترجیح دادم در گلو گیر نکند.

هفته پیش تصمیم گرفتم با هر سختی هست خودم را به نمایشگاه الکامپ برسانم. سالنی که از قبل برنامه ریخته بودم حتماً بازدیدی ازش داشته باشم، سالن استارتاپ‌ها بود. از شلوغ ترین سالنهای نمایشگاه.


جمعیت مشتاق زیادی در این سالن موج می‌زد. از گیک های فناوری گرفته تا علاقه‌مندان کارآفرینی و ارزش‌آفرینی. فضای خوبی بود. اما چیزی که ذهن من را به خود مشغول می کرد دلیل یا بهتر بگم عدم دلیل کافی بسیاری از استارتاپ‌ها بود. نمیدانم چرا یه عده بدون اینکه مزیت خاصی داشته باشند تصمیم به زدن یه استارتاپ مشابه استارتاپ یا حتی شرکت بزرگ دیگر می‌گیرند. من مخالف ایده گرفتن از شرکت ها و نمونه های خارجی یا حتی داخلی نیستم. بسیاری از کسب و کارهای موفق داخلی و خارجی ایده شان کاملاً مال خودشان نبوده. بلکه به ایده‌ی قبلی یه عده دیگر چیزی افزوده‌اند و با ارزش ایجاد شده جدید وارد میدان شده‌اند، برای نمونه آپارات. بسیاری بر شرکت صبا ایده خرده می گیرند که: "بابا این که کپی یوتیوبه" یا "اگر یوتیوب فیلتر نبود که الان شما اینقدر موفق نبودید" یا "چرا ایده از خودتون ندارید". یادم هست که در یک مصاحبه مجری مشابه همین سوالات را از آقای محمد جواد شکوری مقدم پرسید و ایشون در جواب گفت خب اگر یوتیوب فیلتر نبود ما هم احتمالاً سراغ آپارات نمی رفتیم. خب این خیلی هم خوب و منطقی است. در شرایطی که یک سرویس به طور عادی در دسترس نیست این شرکت یک خلا را پر کرده و ارزشی را ایجاد نموده. شاهد آن هم رشد خوب این سایت هست.

اما درد از آنجا آغاز می شود که یه عده جوان پرشور که براحتی می توانند با داشتن دانش و مهارت فعلیشان در یک شرکت کار کنند و به تجربه و مهارت خودشان بیفزایند و خود را پخته تر کنند چرا باید وقت و عمر خود را صرف یک شرکت تحت عنوان استارتاپ کنند و در رویای زاکربرگ شدن، آینده ی خود را(حداقل برای مدتی) تباه کنند. این کار من را یاد مورچه‌هایی می‌اندازد که چندتایی دانه‌ای را گرفته و هریک به سوی خود می‌کشند تا مگر دانه جابجا شود ولی افسوس که دانه یا جابجا نمی شود یا به سمت مورچه‌های قوی‌تری می رود که اگر به تنهایی دانه را می کشیدند سرعتشان بیشتر و استهلاک انرژی‌شان کمتر می‌شد.

اما بعد از این همه نق زدن باید درودی بفرستم به آن دسته افرادی از این سالن که ایده ی خودشان را آورده بودند، می دانستند دارند چه می‌کنند. چه مزیتی دارند و چرا مشتری باید آن ها را انتخاب و از محصولشان استفاده کند. برای ایشان آرزوی موفقیت می‌کنم و امیدوارم آن‌ها را روزی در جایگاه شرکت‌های بزرگ و البته ارزش‌آفرین جامعه ببینم.

پی نوشت: دو استارتاپ در این سالن خیلی به دلم نشست:

1- فایندما (از شرکت جرمینال) 2- بارسی

راستی شما چه استارتاپ هایی رو می شناسید که به نظرتان ارزش آفرین اند و آینده دار؟

 

نظرات  (۱)

۱۶ دی ۹۵ ، ۱۲:۰۶ علی کریمی
در مورد فایندما که اینقدر سرو صدا شده است  و فعلاً هم ارائه نشده و باید پیش ثبت نام بکنیم گویا اصطلاحاً iTag یا تگ الکترونیک می‌گویند و همین الان شما از سایت aliexpress  https://goo.gl/lSQENe با قیمت 2 دلار می‌توانید آن را سفارش دهید. نمی‌دانم این اختراع کرذن دوباره چرخ چه فایده ای دارد و چرا باید اینقدر دم و دستگاه و تشکیلات و تبلیغات برای آن درست کنیم برای چیزی که قبلاً کسی آن را ساخته.
پاسخ:
واوو... این لینکی که گذاشتین خیلی خفن به نظر میرسه. واقعیتش من بررسی زیادی نکردمش ولی اگه واقعاً همینطور باشه، و یه نفر اینو وارد کنه، اونوقته که این فایندما با خاک یکسانه. این گجت خارجی از gps و gsm هم پشتیبانی میکنه، این یعنی فوق العاده است. این ویژگی تو فایندما وجود نداره. ولی یه نکته ای که وجود داره اینه که قیمتش خیلی خیلی مشکوکه. آخه چه طوری یه وسیله که هم gps داره و هم با gprs میتونه موقعیتش رو بگه و هم بلوتوث ورژن 4 داره (یعنی یه چیزی تو مایه های اسمارت فون بدون نمایشگر) در حد 2 دلار درمیاد! الله اعلم
 در خصوص اختراع دوباره چرخ هم، قبول دارم اگه ارزشی ایجاد نشه این اختراع فایده ای نداره. ولی به نظرم گاهی اوقات اختراع دوباره چرخ اونقدر ارزش ایجاد میکنه که به زحمتش بیارزه.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی